متن انگلیسی 8 - تغییر دادن آینده

متن انگلیسی 8 - تغییر دادن آینده

Unit 4 - Reading 2

Changing the Future

تغییر دادن آینده

Young people in many Western cultures want to become independent.

جوانان در بیشتر کشورهای غربی می‌خواهند مستقل باشند.

They want to live away from their parents.

آنها می‌خواهند به دور از والدین خود زندگی کنند.

They want to have a job.

آنها می‌خواهند شغل داشته باشند.

They want to earn their own money.

آنها می‌خواهند پول خود را درآورند.

They want to get married.

آنها می‌خواهند ازدواج کنند.

They want to have children.

آنها می‌خواهند بچه‌دار شوند.

They want to have a home in a nice community.

آنها می‌خواهند در یک محله خوب خانه داشته باشند.

However, it is hard for young adults in many parts of the world to become independent.

با این حال، در بسیاری از بخش‌های جهان مستقل شدن برای جوانان کار دشواری است.

One factor is that they cannot find jobs.

یک عامل آن این است که آنها نمی‌توانند کار پیدا کنند.

WHY JOBS ARE HARD TO FIND

چرا کار پیدا کردن دشوار است

Automation is one reason why jobs are hard to find.

خودکارسازی (اتوماسیون) یک دلیل برای این سوال است که چرا کار پیدا کردن دشوار است.

Automation means that businesses use machines instead of people to do work.

خودکارسازی به این معنی است که کسب و کارها برای انجام کارها به جای افراد از دستگاه‌ها استفاده می‌کنند.

A shoe factory, for example, once needed many workers to cut leather and sew the pieces together.

یک کارخانه کفش‌سازی، برای مثال، زمانی برای بریدن چرم و دوختن اجزا به هم به کارگران زیادی نیاز داشت.

This was hard physical work.

این کار بدنی سختی بود.

Now a machine can do this work.

امروزه یک دستگاه می‌تواند این کار را انجام دهد.

One machine can often do a job that once needed 20 workers to do.

یک دستگاه می‌تواند اغلب کاری را که برای انجامش نیاز به 20 کارگر است، انجام دهد.

As a consequence, businesses have fewer jobs to offer.

در نتیجه، کسب و کارها کمتر شغلی برای پیشنهاد دادن دارند.

Another factor is that many jobs need workers with special training.

عامل دیگر این است که بسیاری از کارها به کارگرانی با مهارت تخصصی نیاز دارد.

For some jobs workers must have a university degree.

برای برخی مشاغل کارگرها باید مدرک دانشگاهی داشته باشند.

Companies will not hire someone with insufficient training or without a degree.

کارخانه‌ها کسی را که مهارت ناکافی دارد یا مدرک ندارد، استخدام نمی‌کنند.

Training may take months.

کسب مهارت [کارآموزی] ممکن است ماه‌ها طول بکشد.

Earning a degree may take several years.

مدرک گرفتن ممکن است چند سال طول بکشد.

Consequently, many young men and women cannot get a good job.

در نتیجه، بسیاری از مردان و زنان جوان نمی‌توانند کار خوب پیدا کنند.

They must first finish their training or education.

آنها باید ابتدا کارآموزی یا تحصیلاتشان را تمام کنند.

Finally, the world economy has had serious problems in recent years.

در آخر اینکه اقتصاد جهان در سال‌های اخیر مشکلات جدی داشته است.

Businesses in many countries are not hiring new workers.

کسب و کارها در بسیاری از کشورها کارگران جدید استخدام نمی‌کنند.

There are too few jobs and too many people seeking work.

کارهای بسیار کم و افراد جویای کار بسیار زیادی وجود دارند.

As a consequence, a large number of young adults cannot find jobs.

در نتیجه، تعداد زیادی از جوانان نمی‌توانند کار پیدا کنند.

They cannot earn sufficient money to support themselves or a family.

آنها نمی‌توانند برای حمایت از خودشان یا یک خانواده پول کافی به دست آورند.

CHANGES IN FAMILIES

تغییرات در خانواده‌ها

The changing job market is changing the traditional Western family.

بازار در حال تغییر کار دارد خانواده سنتی غربی را تغییر می‌دهد.

Once, a traditional Western family was defined as a mother and father living together with their young children.

زمانی، یک خانواده سنتی غربی به این صورت تعریف می‌شد که یک مادر و پدر با بچه‌های کوچک خود با همدیگر زندگی کنند.

This definition has changed.

این تعریف تغییر کرده است.

Now many adult children live with their parents until they are 30 or 40 years old.

امروزه خیلی از بچه‌های بزرگ تا 30 یا 40 سالگی با والدین خود زندگی می‌کنند.

They cannot find a well-paying job.

آنها نمی‌توانند شغلی با درآمد خوب پیدا کنند.

They need assistance from their parents.

آنها به کمک پدر و مادر خود نیاز دارند.

Most young adults assume they will get married some day.

بیشتر جوانان فرض می‌کنند روزی ازدواج خواهند کرد.

However, they are waiting much longer than before.

با این حال، آنها خیلی بیشتر از قدیم صبر می‌کنند.

As a result, the percentage of single (unmarried) people is growing.

در نتیجه، درصد افراد مجرد (ازدواج نکرده) در حال رشد است.

In 1970, just 16% of people in the United States between the ages of 25 to 29 were single.

در سال 1970، تنها 16% مردم در ایالات متحده بین سنین 25 تا 29 سال مجرد بودند.

This percentage grew to 55% in 2011.

این درصد در سال 2011 تا 55% افزایش یافت.

In Japan today, 61% of the men are single.

امروزه در ژاپن، 61% مردها مجرد هستند.

The average age at marriage is rising in many countries, too.

متوسط سن ازدواج در بسیاری از کشورهای دیگر نیز در حال افزایش است.

In both Libya and Greece, it is 32 for men and 29 for women.

در لیبی و یونان، متوسط سن ازدواج برای مردان 32 و برای زنان 29 سال است.

In China, it is 34 for men and 29 for women.

در چین، برای مردان 34 و برای زنان 29 سال است.

In Sweden, it is 35 for men and 33 for women.

در سوئد، برای مردان 35 و برای زنان 33 سال است.

Waiting to marry also means waiting to have children.

صبر کردن برای ازدواج همچنین به معنای صبر کردن برای بچه‌دار شدن است.

Fewer babies are being born.

بچه‌های کمتری متولد می‌شوند.

This has caused a low birth rate in some countries.

این موضوع باعث نرخ پایین زاد و ولد در برخی کشورها شده است.

Lack of jobs and new marriage patterns are causing changes in many countries.

کمبود کار و الگوهای جدید ازدواج باعث بروز تغییرات در بسیاری از کشورها شده است.

بخش قبل
متن انگلیسی 8 - تغییر دادن آینده
بخش بعد
نرم افزار زبان بیاموز

مکالمه، داستان، واژه آموزی و گرامر در زبان بیاموز

هرچیزی که برای یادگیری انگلیسی لازم داری در نرم افزار بیاموز پیدا میکنی!
  • جعبه لایتنر، انواع فلشکارت و آزمون
  • مکالمه، داستان و آموزش شنیداری
  • گرامر و لغت دانی
  • دیکشنری رایگان آفلاین
همین الان دانلود کن  
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان