Unit 4 - Reading 1
Until recently, most people in China were farmers.
Farming was the traditional way of life for Chinese people.
Life was hard.
Farmers did hard physical work.
Each boy assumed he would be a farmer when he grew up.
And each girl assumed she would become the wife of a farmer in the community.
When the boys and girls grew up and got married, their lives were clearly defined.
The man took care of the farm, and the wife took care of the home.
Their aging parents lived with them because that was the tradition.
تا همین اواخر، بیشتر مردم چین کشاورز بودند.
کشاورزی سبک زندگی سنتی برای مردم چین بود.
زندگی سخت بود.
کشاورزها کار بدنی سختی انجام میدادند.
هر پسر بچهای میپنداشت وقتی بزرگ شود کشاورز خواهد شد.
هر دختری هم تصور میکرد همسر یک کشاورز در جامعه خواهد شد.
وقتی پسرها و دخترها بزرگ میشدند و ازدواج میکردند، زندگیهای آنها به طور واضح تعریف شده بود.
مرد از مزرعه نگهداری میکرد و زن از خانه نگهداری میکرد.
والدین پیرشان با آنها زندگی میکردند، چون این سنت بود.
In the last 50 years, several factors have caused young adults to leave the farms.
They are seeking jobs in a city.
As a consequence, the traditional way of life in China is changing.
در 50 سال اخیر، عوامل گوناگونی باعث شده است جوانان مزارع را ترک کنند.
آنها در شهر به دنبال کار میگردند.
در نتیجه، سبک زندگی سنتی در چین در حال تغییر کردن است.
Television was one factor that drew young adults to the cities.
Television showed young Chinese men and women how other people lived.
They saw many ways to earn money in a city.
City jobs seemed physically easier than farming.
تلویزیون یکی از عواملی بود که جوانان را به شهرها کشاند.
تلویزیون به جوانان زن و مرد چینی نشان داد که بقیه مردم چگونه زندگی میکنند.
آنها روشهای زیادی برای پول درآوردن در شهر را دیدند.
مشاغل شهری از لحاظ جسمی نسبت به کشاورزی آسانتر بودند.
Money was another factor that drew young adults to the cities.
Farming provided sufficient food to eat.
Farming did not provide sufficient money to buy computers or cell phones.
The young adults wanted money to buy modern things.
Money from a city job helped them buy these things.
They were also able to send money home.
The money assisted their aging parents.
پول، یکی دیگر عواملی بود که جوانان را به شهرها کشاند.
کشاورزی غذای کافی برای خوردن فراهم میکرد.
کشاورزی پول کافی برای خرید کامپیوتر یا موبایل فراهم نمیکرد.
جوانان برای خریدن چیزهای نوین پول میخواستند.
پولی که شغل شهری فراهم کند به آنها کمک میکرد این چیزها را بخرند.
آنها حتی میتوانستند به خانه پول بفرستند.
پول به والدین پیر آنها کمک میکرد.
The economic goals of the Chinese government were another factor.
Government leaders believed that China could not define itself as a modern nation if many people were poor and lived on farms.
As a result, the government created a plan.
The government would assist 300 to 500 million people to move from farms to cities by 2020.
Many young adults were happy to leave the farm and move to a city.
اهداف اقتصادی دولت چین یک عامل دیگر بود.
سران دولت معتقد بودند که چین نمیتواند خود را به عنوان ملتی مدرن تعریف کند، اگر خیلی از مردم فقیر باشند و در مزرعه زندگی کنند.
در نتیجه، دولت برنامهای ریخت.
دولت به 300 تا 500 میلیون نفر کمک کرد که تا سال 2020 از مزارع به شهر کوچنشینی کنند.
بسیاری از جوانان خوشحال بودند که از مزرعه به شهر کوچنشینی کنند.
Soon the Chinese economy was growing.
Factories in the cities offered low-paying jobs to the new workers.
But the factory workers still earned more money than farmers earned.
The products made in the factories were shipped to other countries.
This brought money into the Chinese economy.
As more people moved to cities, new jobs were created.
More housing was needed.
Workers were hired to build new apartments.
Stores sought workers to assist with their growing businesses.
Workers were also hired to build bridges and railroads for the growing cities.
مدت کوتاهی بعد اقتصاد چین داشت رشد میکرد.
کارخانهها در شهرها به کارگرهای جدید مشاغلی با درآمد کم پیشنهاد میدادند.
اما کارگران کارخانه همچنان پول بیشتری از کشاورزان درمیآوردند.
محصولاتی که در کارخانهها تولید میشد به سایر کشورها صادر میشد.
این موضوع پول را وارد اقتصاد چین کرد.
همانطور که مردم بیشتری به شهرها میآمدند، مشاغل جدیدی ایجاد میشد.
به خانهسازی بیشتری نیاز بود.
کارگران استخدام میشدند تا آپارتمانهای جدید بسازند.
مغازهها به دنبال کارگر بودند تا در کسب و کار روبهرشدشان به آنها کمک کنند.
کارگران همچنین برای ساخت پل و خط راهآهن در شهرهای در حال رشد استخدام شدند.
China expects that by 2020, nearly 60% of its people will be living in cities.
Some of these will be new cities.
They will be built near the farming areas.
Land near the farming areas is cheaper to buy than land in a city.
Consequently, factories will cost less to build there.
Many workers will move to the new cities.
However, some workers will be able to live in their old farm communities.
They will ride a bus each day to their city jobs.
چین انتظار دارد که تا سال 2020، تقریبا 60% مردمش در شهرها زندگی کنند.
بعضی از آنها شهرهای جدیدی خواهند بود.
آنها در نزدیکی مناطق کشاورزی ساخته خواهند شد.
زمین نزدیک مناطق کشاورزی ارزانتر از خریدن زمین در شهر است.
در نتیجه، ساخت کارخانهها در آنجا هزینه کمتری خواهد داشت.
بسیاری از کارگرها به شهرهای جدید نقل مکان خواهند کرد.
با این حال، برخی از کارگرها خواهند توانست در جوامع کشاورزی قدیمی خود زندگی کنند.
آنها هر روز با اتوبوس به سر کارشان در شهر خواهند رفت.
China is an example of a changing nation.
It is changing from a traditional way of life to a modern industrial way of life.
چین نمونهای از یک کشور در حال تغییر است.
چین دارد از یک سبک زندگی سنتی به یک سبک زندگی صنعتی نوین تغییر میکند.