ساختار کوتاه جمله‌واره‌ها در زبان انگلیسی

ساختار کوتاه جمله‌واره‌ها در زبان انگلیسی

Clauses: Short Forms


در این درس با ساختارهای کوتاه جمله‌واره و انواع کاربردهایشان آشنا می‌شویم. یکی از ساختارهای جمله‌واره‌های کوتاه در زبان انگلیسی پاسخ کوتاه به ضمایم پرسشی است.

ساختار کوتاه جمله‌واره‌ها

Clauses: Short Forms

در این درس با ساختارهای کوتاه جمله‌واره‌ها و انواع کاربردهایشان آشنا می‌شویم. یکی از ساختارهای جمله‌واره‌های کوتاه در زبان انگلیسی پاسخ کوتاه به سوال‌های بله/خیر است.

پاسخ کوتاه

در زبان انگلیسی برای پاسخ دادن به یک سوال بله/خیر دو راه وجود دارد: یا می‌توانیم کامل و بلند جواب دهیم یا می‌توانیم پاسخ کوتاه دهیم. در پاسخ کوتاه ما بعد از yes یا no به ترتیب از یک ضمیر و یک فعل کمکی یا مدال استفاده می‌کنیم، اگر جواب منفی باشد فعل به صورت منفی می‌آید (به آن not اضافه می‌شود).

A : Can you come round tomorrow?

می‌توانی فردا این طرفی بیایی؟

B : Yes, I can.

بله، می‌توانم.

C : No, I can’t.

نه، نمی‌توانم.

A : Have you seen Jack lately?

آیا اخیرا "جک" را دیده‌ای؟

B : Yes, I have.

بله، دیده‌ام.

C : No, I haven’t.

نه، ندیده‌ام.

A : Do you like living here?

اینجا زندگی کردن را دوست داری؟

B : Yes, I do.

بله، دارم.

C : No, I don’t.

نه، ندارم.

برخی جمله‌واره‌های کوتاه با افعالی نظیر think و suppose و expect و hope ساخته می‌شوند که در پاسخ کوتاه به سوالات می‌توانیم از آنها استفاده کنیم.
وقتی جواب مثبت باشد بعد از فعل، واژه so را می‌آوریم (I expect so, I hope so) و اگر جواب منفی باشد قبل از فعل، don't یا doesn't می‌آوریم (I don’t think so, I don’t suppose so)
فعل hope تفاوتی با بقیه دارد و آن هم این است که در پاسخ منفی تنها از واژه not استفاده می‌کنیم.

A : Can you come tomorrow?

می‌توانی فردا بیایی؟

B : I hope so.

امیدوارم (بتوانم).

A : Will they be at home?

آیا آنها خانه خواهند بود؟

B : I expect so.

اینطور فکر می‌کنم.

A : Is Amsterdam the capital of the Netherlands?

آیا آمستردام پایتخت هلند است؟

B : I don’t think so.

فکر نمی‌کنم.

A : Do you think it’s going to rain?

فکر می‌کنی قرار است باران ببارد؟

B : I hope not.

امیدوارم نبارد.

بعضی جمله‌واره های کوتاه از قیدهای احتمال مانند perhaps, probably, possibly, maybe, definitely و certainly تشکیل می‌شوند که در جواب‌های کوتاه می‌توانیم از آنها استفاده کنیم. اگر جواب ما منفی باشد بعد از این قیدها not می‌آوریم:

A : Do you think it’s going to rain?

آیا فکر می‌کنی قرار است باران ببارد؟

B : Yes, possibly.

بله، احتمالا.

A : Can you come round tomorrow?

می‌توانی فردا این طرفی بیایی؟

B : Definitely!

قطعا!

A : Do you think it’s going to rain?

فکر می‌کنی قرار است باران ببارد؟

B : Probably not.

احتمالا نه.

A : Can you come round tomorrow?

می‌توانی فردا این طرفی بیایی؟

B : Maybe not.

احتمالا نه.

ما می‌توانیم با دادن پاسخ کوتاه با گفته کسی موافقت یا مخالفت کنیم. معمولا برای این کاربرد از اولین واژه در عبارت فعلی استفاده می‌کنیم:

A : It’s a lovely day.

روز قشنگی است.

B : Yes, it is.

بله، همین طور است.

A : I think they might have missed their train.

فکر می‌کنم آنها احتمالا از قطارشان جا مانده‌اند.

B : Yes, I think they might.

بله، فکر می‌کنم همینطور شده است.

A : The children will be coming to see us next week.

بچه‌ها هفته آینده به دیدن ما خواهند آمد.

B : No they won’t. They are going to their grandparents.

نه نمی‌آیند. آنها قرار است به خانه پدربزرگ و مادربزرگشان بروند.

در زمان حال ساده برای دادن پاسخ کوتاه از do/does/don’t/doesn’t استفاده می‌کنیم، do, does برای پاسخ مثبت و don't و doesn't برای پاسخ منفی:

A : Your grandmother looks very well.

مادربزرگت خیلی خوب به نظر می‌رسد.

B : Yes, she does.

بله، همین طور است.

A : I think Jack lives here.

فکر می‌کنم "جک" اینجا زندگی می‌کند.

B : No he doesn’t.

نه، اینطور نیست.

A : Everybody really enjoyed the trip.

همه واقعا از سفر لذت بردند.

B : Yes, they did.

بله، همین طور است.

A : The children went to Malaysia last year.

بچه‌ها پارسال به مالزی رفتند.

B : No they didn’t. They went to Singapore.

نه، اینطور نیست. آنها به سنگاپور رفتند.

ضمایم پرسشی (question tags)

گاهی اوقات در انتهای پرسش یا نظر، از ضمایم پرسشی (question tags) استفاده می‌کنیم. این کاربرد بیشتر در حالت محاوره به کار می‌رود. ضمایم پرسشی از جمله پرسشی ساده و کوتاه درست می‌شود، یعنی جای فعل کمکی و فاعل عوض می‌شود.
توجه داشته باشید اگر جمله مثبت بود از ضمیمه کوتاه منفی و اگر جمله منفی بود از ضمیمه کوتاه مثبت استفاده می‌کنیم. اگر در پاسخ به سوالی از ضمایم پرسشی استفاده می‌کنیم لزومی ندارد علامت سوال در انتهای آن قرار دهیم. ابتدا با مثال‌هایی از کاربرد ضمایم پرسشی در انتهای پاسخ یا نظر نگاه کنید:

A : It’s a lovely day.

روز قشنگی است.

B : Yes, it is, isn’t it.

بله، همین طور است، مگر نه؟

A : Your grandmother looks very well

مادربزرگت خیلی سرحال به نظر می‌رسد.

B : Yes, she does, doesn’t she.

بله، همین طور است، مگر نه؟

A : They didn’t seem to enjoy the trip very much.

به نظر می‌رسد آنها زیاد از سفر لذت نبردند.

B : They didn’t, did they.

نه نبردند، (مگر) نه؟

A : It’s not a very nice day.

روز خیلی قشنگی نیست.

B : No, it isn’t, is it.

همینطور است، (مگر) نه؟

در اینجا مثال‌هایی از استفاده از ضمایم پرسشی در انتهای پرسش می‌بینیم. در اینجا هم اگر جمله مثبت بود از پرسش کوتاه منفی و اگر جمله منفی بود از پرسش کوتاه مثبت استفاده می‌کنیم:

It’s a lovely day, isn’t it?

روز قشنگی است، (مگر) نه؟

Your grandmother looks very well, doesn’t she?

مادربزرگ شما خیلی سرحال به نظر می‌رسد، اینطور نیست؟

They haven’t done much, have they?

آنها کار زیادی نکرده‌اند، (مگر) نه؟

They all seemed to enjoy the trip, didn’t they?

به نظر می‌رسد آنها همه از سفر لذت بردند، اینطور نیست؟

نوع دیگری از ضمیمه‌ها (tags) وجود دارد که با استفاده از so و neither و nor ساخته می‌شوند. در صورتی که بخواهیم نظر یا پاسخ مثبتی بدهیم از so استفاده می‌کنیم. به مثال‌های زیر توجه کنید:

A : John is working in Barcelona.

"جان" در بارسلونا کار می‌کند.

B : And so is Maria.

"ماریا" هم همینطور.

A : I love Indian food.

من عاشق غذای هندی هستم.

B : So do I.

منم همینطور.

A : They’ve just bought a new computer.

آنها به تازگی کامپیوتر جدیدی خریده‌اند.

B : Really? So have we.

واقعا؟ ما هم همینطور.

اگر بخواهیم نظر یا پاسخ منفی بدهیم از واژه‌های neither و nor استفاده می‌کنیم:

A : I don’t smoke any more.

من دیگر سیگار نمی‌کشم.

B : Neither do I.

منم همینطور.

A : They haven’t written to us for ages.

آنها سال‌هاست که برای ما نامه ننوشته‌اند.

B : Nor has Peter.

"پیتر" هم همینطور. [او هم نامه ننوشته است.]

A : We won’t be taking a holiday this year.

ما امسال تعطیلات نخواهیم داشت.

B : Neither will we.

ما هم همینطور.

A : I never have time for breakfast.

من هیچوقت برای صبحانه وقت ندارم.

B : Nor have I.

منم همینطور.

مطالب مرتبط

بخش قبل
ساختار کوتاه جمله‌واره‌ها در زبان انگلیسی
بخش بعد
نرم افزار زبان بیاموز

مکالمه، داستان، واژه آموزی و گرامر در زبان بیاموز

هرچیزی که برای یادگیری انگلیسی لازم داری در نرم افزار بیاموز پیدا میکنی!
  • جعبه لایتنر، انواع فلشکارت و آزمون
  • مکالمه، داستان و آموزش شنیداری
  • گرامر و لغت دانی
  • دیکشنری رایگان آفلاین
همین الان دانلود کن  
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان