مصدر با to در زبان انگلیسی

مصدر با to در زبان انگلیسی

to + infinitive


مصدر در زبان انگلیسی به دو روش ساخته می‌شود: با پسوند ing و با حرف اضافه to. در این بخش به اسم مصدر با to و افعالی که با این نوع مصدر می‌آیند آشنا می‌شویم.

مصدر با to

to + infinitive

مصدر (infinitive) در زبان انگلیسی مفهوم اصلی فعل را می‌رساند ولی فرقش با فعل این است که فعل علاوه بر مفهوم، به زمان، شخص و شمار نیز اشاره می‌کند، ولی در مصدر زمان و شخص و شمار، معلوم نیست و به همین دلیل مصدر یکی از اقسام اسم به شمار می‌آید. یکی از راه‌های مصدر ساختن در زبان انگلیسی اضافه کردن to به شکل ساده فعل است. در زبان فارسی مصدر یا بن ماضی با اضافه کردن _َن به بن ماضی ساخته می‌شود (مثلا خوردن، توانستن).

کاربردهای مصدر با to

1. برای بیان دلیل و هدف. (برای پاسخ دادن به پرسش ?...why) در این کاربرد to معنای "تا" می‌دهد. به مثال‌ها نگاه کنید:

He bought some flowers to give to his wife.

او چند تا گل خرید تا به همسرش بدهد.

He locked the door to keep everyone out.

او در را قفل کرد تا نگذارد کسی وارد شود.

در این کاربرد گاهی از عبارت in order to یا in order not to استفاده می‌کنیم.

We set off early in order to avoid the traffic.

ما زود راه افتادیم تا به ترافیک نخوریم.

They spoke quietly in order not to wake the children

آنها آهسته حرف زدند تا بچه‌ها را بیدار نکنند.

در برخی موارد هم می‌توانیم عبارت‌های so as to و so as not to را برای بیان دلیل به کار ببریم.

We set off early so as to avoid the traffic.

ما زود راه افتادیم تا به ترافیک نخوریم.

They spoke quietly so as not to wake the children.

آنها آهسته حرف زدند تا بچه‌ها را بیدار نکنند.

2. بعد از افعال خاصی در زبان انگلیسی، مخصوصا فعل‌های مربوط به feeling (بیان احساسات) و thinking (بیان اعمال فکری) و saying (بیان اعمال کلامی) این افعال بدون مصدر با to معنای ناتمامی دارند و برای کامل شدن باید همراه با مصدر بیایند. با نمونه‌ای از این افعال آشنا می‌شویم:

They decided to start a business together.

آنها تصمیم گرفتند که با همدیگر کسب و کاری راه بیندازند.

Remember to turn the lights out.

یادت باشد که چراغ‌ها را خاموش کنی.

برخی افعال در انگلیسی همراه با مفعول مستقیم و مصدر با to می‌آیند، یعنی بعد از فعل اصلی ضمیر مفعولی یا مفعول مستقیم می‌آوریم و بعد از آن از مصدر با to برای کامل کردن جمله و به عنوان مفعول غیرمستقیم استفاده می‌کنیم. با نمونه‌ای از این افعال آشنا می‌شویم:

advise ask encourage invite order persuade remind
expect intend would prefer want would like

She reminded me to turn the lights out.

او به من یادآوری کرد که چراغ‌ها را خاموش کنم.

It is easy for you to criticize other people.

برای شما آسان است که بقیه را مورد انتقاد قرار بدهی.

He encouraged his friends to vote for him.

او دوستانش را تشویق کرد تا به او رای بدهند.

3. بعد از برخی صفات. بعد از برخی صفات در انگلیسی حتما باید مصدر با to بیاید تا دلیل بر آن صفت باشد، یعنی اگر بخواهیم دلیلی برای صفت ارائه کنیم می‌توانیم از مصدر با to استفاده کنیم. نمونه‌ای از این صفات عبارتند از:

  • disappointed (ناامید)
  • glad (خوشحال)
  • sad (ناراحت)
  • happy (خوشحال)
  • anxious (مضطرب)
  • pleased (راضی)
  • surprised (متعجب)
  • proud (مفتخر)
  • unhappy (ناراحت)

We were happy to come to the end of our journey. = We were happy because we had come to the end of our journey

ما خوشحال بودیم که به پایان سفر خودمان رسیده بودیم.

John was surprised to see me. = He was surprised because he saw me

"جان" از دیدن من شگفت زده شد.

دسته‌ای دیگر از صفات نیز در انگلیسی باید حتما بعدشان مصدر با to بیاید. تفاوت این صفات با صفات بالا در این است که مصدر با to بعد از این صفات لزوما دلیل بر آن صفت نیستند، بلکه اینها صفاتی هستند که وقتی با مصدر با to می‌آیند معنایشان اندکی تغییر می‌کند، مثلا able to می‌شود "توانستن" یا due to می‌شود "به خاطر". به نمونه‌ای از این صفات توجه کنید:

  • able to (توانستن)
  • unable to (نتوانستن)
  • due to (به خاطر)
  • eager to (مشتاق به)
  • keen to (مشتاق به)
  • likely to (احتمال (دارد) که)
  • unlikely to (نامحتمل (است) که)
  • ready to (آماده برای)
  • prepared to (آماده برای)
  • unwilling to (بی‌میل به)
  • willing to (مایل به)

It’s kind of you to help.

مهربانی تو را می‌رساند که کمک کنی.

Unfortunately I was unable to work for over a week.

متاسفانه من نمی‌توانستم بیشتر از یک هفته کار کنم.

I am really tired. I’m ready to go to bed.

من واقعا خسته‌ام. من آماده‌ام که بخوابم.

بعد از برخی صفات مصدر با to می‌آید تا با کمک آن صفت، یک نظر بدهیم و کاری را با استفاده از مصدر با to به آن صفت اختصاص دهیم. با نمونه‌ای از این صفات آشنا می‌شویم:

  • difficult (مشکل، سخت)
  • easy (آسان)
  • possible (ممکن)
  • impossible (ناممکن)
  • hard (سخت)
  • right درست)
  • wrong (غلط)
  • nice (خوب، خوش)
  • clever (باهوش)
  • silly (احمقانه)
  • foolish (احمقانه)

It’s easy to play the piano, but it’s very difficult to play well.

پیانو نواختن آسان است، اما خوب پیانو نواختن بسیار سخت است.

He spoke so quickly it was impossible to understand him.

او آنقدر سریع صحبت کرد که ممکن نبود متوجه حرف‌هایش شد.

نکته

برای اینکه نشان دهیم این پنج صفت به چه کسی بر می‌گردد از حرف اضافه for استفاده می‌کنیم. برای باقی صفت‌ها از حرف اضافه of استفاده می‌کنیم.

  1. difficult (دشوار)
  2. easy (آسان)
  3. possible (ممکن)
  4. impossible (غیرممکن)
  5. hard (دشوار)

It was difficult for us to hear what she was saying.

برای ما سخت بود که بشنویم او داشت چه می‌گفت.

It would be silly of him to spend all his money.

او کار احمقانه‌ای می‌کند اگر تمام پولش را خرج کند.

4. به عنوان وابسته‌های پسرو (post-modifier) بعد از هسته عبارت‌های اسمی. بعد از برخی اسامی انتزاعی مصدر با to می‌آید تا توضیح بیشتری درباره آن اسم (یا هسته اسمی) بدهد. به مثال‌ها توجه کنید:

  • ability (توانایی)
  • desire (اشتیاق، میل)
  • need (احتیاج، نیاز)
  • wish (درخواست، خواسته)
  • attempt (تلاش)
  • failure (شکست)
  • opportunity (فرصت)
  • chance (شانس)
  • intention (قصد)

I have no desire to be rich.

من هیچ اشتیاقی به ثروتمند شدن ندارم.

They gave him an opportunity to escape.

آنها به او فرصتی برای فرار دادند.

She was annoyed by her failure to answer the question correctly.

او از شکست خود در پاسخ صحیح به سوالات دادن عصبانی شد.

نکته

ما اغلب می‌توانیم بعد از ضمایر نامعین مثل something, someone, anyone و ... از مصدر با to به عنوان وابسته پسرو استفاده کنیم، یعنی برای توضیح بیشتر دادن درباره آن ضمیر نامعین مصدر با to بیاوریم:

When I am travelling I always take something to read.

وقتی سفر می‌کنم همیشه چیزی برای خواندن با خود می‌برم.

I was all alone. I had no one to talk to.

من تنهای تنها بودم. هیچکسی را برای حرف زدن نداشتم.

There is hardly anything to do in most of these small towns.

در بیشتر این شهرهای کوچک به ندرت کاری برای انجام دادن وجود دارد.

مطالب مرتبط

بخش قبل
مصدر با to در زبان انگلیسی
بخش بعد
نرم افزار زبان بیاموز

مکالمه، داستان، واژه آموزی و گرامر در زبان بیاموز

هرچیزی که برای یادگیری انگلیسی لازم داری در نرم افزار بیاموز پیدا میکنی!
  • جعبه لایتنر، انواع فلشکارت و آزمون
  • مکالمه، داستان و آموزش شنیداری
  • گرامر و لغت دانی
  • دیکشنری رایگان آفلاین
همین الان دانلود کن  
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان